۱-بدترین نقطه شروع سال جدید (حداقل برای ما) نبود خبر و فشار کاره .توی این چند وقته اینقدر موضوع توی ذهنم بوده که حد نداشته اما نمیدونستم کدامش رو بنویسم ولی مطمئن بودم که باید همه شون را بنویسم.امروز به یک نکته جالب برخوردم .از یکی از انتشاراتی ها در مورد تازه های نشرش پرسیدم یکی از تازه های نشرشون کتابی به اسم یک فنجان فلسفه بود. کتابی که از زبان فرانسه ترجمه شده بود. این کتاب فلسفه برای کودکان بود.!!!نتیجه علمی اخلاقی اینکه آدم قابلیت یادگیری داره و باید از اون استفاده کنه ودر ضمن همه چیز را باید از پایه شروع کرد!!!!!!!
۲-ما دوست دختر گرفتن به هر شیوه دیده بودیم الا شیوه وبلاگی! (البته قبلا اینترنتی اش مد بود) یه کامنت به اضافه شماره تلفن نشون میداد که یه شازده پسری از ق م به دنبال یه خانم مومنه برای صیغه (ازدواج موقت )میگرده!!!!!!!!! دوستان به هوش !!!!!!!!!!!
۳-نمی دانم چشم عادت کرده یا مجبورش می کنم
ولی با تمام این ها ازبین تمام خاکستری ها فقط رنگها را می بینم و به آغوش می فشارم
که در این دنیا چیزی زیبا تر از فرم ورنگ نیست